Stats
ورود كاربران
صفحه اصلی

درباره اصطلاح نامه جامع علوم اسلامی چاپ نامه الکترونیک

اصطلاح‏نامه جامع علوم اسلامی [۱] مجموعه‏اى است مشتمل بر اصطلاحات ، واژه‏ها و عناوین درباره حوزه های مختلف علوم اسلامی و حوزه های وابسته . این مجموعه، واژگان زبان نمایه‏اى کنترل شده‏اى است که به گونه‏اى سازمان یافته روابط پیشین میان مفاهیم (اعم و اخص و ...) را روشن مى‏کند ؛ به عبارت دیگر مجموعه اصطلاحات گزیده شده و نظام یافته است که بین آنها روابط معنایى و رده‏اى، یا سلسله مراتبى برقرار است و توانایى آن را دارد که موضوع آن رسته را با تمام جنبه‏هاى اصلى، فرعى و وابسته به شکلى نظام یافته و به قصد ذخیره و بازیابى اطلاعات و مدارک و مقاصد جنبى دیگر عرضه کند.

اصطلاح‏نامه علوم اسلامی منبع و مرجعى است که هر یک از اجزاى آن کلیدى است براى گشودن و بازیابى اطلاعات انباشته شده و انبوه در کامپیوتر . اجزای تشکیل دهنده اصصلاح‏نامه علوم اسلامی مدخل‏ها و واژه‏هایى است که تبلور اطلاعات [۲] و یا در برگیرنده مسائل متن و مدرک مورد نظر مى‏باشد.

تحقق اصطلاح نامه جامع علوم اسلامی منوط به تدوین اصطلاح نامه های خاص در حوزه های مختلف علوم اسلامی است . بحمدالله این بستر در مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی فراهم شده و تاکنون کار تدوین اصطلاح نامه در حوزه های ذیل به پایان رسیده است :

۱-اصطلاح نامه علوم قرآن ، ویرایش اول در یک جلد با ۴۱۵۱ اصطلاح در سال ۱۳۷۶ منتشر شده و ویرایش دوم آن با حدود ۸۰۰۰ اصطلاح آماده چاپ است ؛

۲-اصطلاح نامه فلسفه اسلامی در دو جلد با ۲۱۰۰۰ واژه در سال ۱۳۷۶ منتشر شد ؛

۳-اصطلاح نامه اصول فقه در یک جلد با ۵۳۹۴ اصطلاح در سال ۱۳۷۸ منتشر شده و در ویرایش بعدی حدود چهار هزار واژه نیز به آن افزوده خواهد شد ؛

۴-اصطلاح نامه منطق در یک جلد با ۶۳۲۷ واژه در سال ۱۳۸۱ منتشر گردید ؛

۵-اصطلاح نامه کلام اسلامی در دو جلد با ۱۴۰۰۰ اصطلاح در سال ۱۳۸۲ منتشر شد ؛

۶-اصطلاح نامه اخلاق اسلامی در یک جلد با ۴۷۲۸ واژه در سال ۱۳۸۶ منتشر گردید و ویرایش دوم آن نیز به زودی منتشر خواهد شد ؛

۷-اصطلاح نامه علوم حدیث در یک جلد با ۸۱۰۰ اصطلاح که در حال انتشار است ؛

۸-اصطلاح نامه فقه بیش از ۵۰۰۰۰ اصطلاح که مراحل پایانی تحقیق را سپری می نماید ؛

علاوه بر موارد فوق ، اصطلاح نامه های حقوق و کلام جدید نیز در حال انجام است و به زودی اصطلاح نامه عرفان و حوزه های واسته به علوم اسلامی نظیر تاریخ ، ادبیات عرب ، فلسفه های مضاف علوم اسلامی در دستور کار قرار خواهند گرفت .

ویژگى‏هاى اصطلاح‏نامه جامع علوم اسلامی

- اصطلاحات در قالبى نظام‏مند، طبقه‏بندى مى‏شود، به صورتى که از حاکم به تابع، از عام به خاص و از بالاترین رده به پایین‏ترین رده، مجموعه اصطلاحات یک علم را در یک کلاف سلسه‏اى، تنظیم کرده و نمایش مى‏دهد؛

- دلیل منطقى بودن تنظیم اصطلاحات، معنى و مفهوم اصطلاحات، کاملا" مشخص شده و در مواردى که نیاز به توضیح کاربردى باشد، با یاداشت دامنه، روشن مى‏شوند؛

- روابطى که بین اصطلاحات وجود دارد، مشخص مى‏شود، بطورى که هیچ اصطلاحى در اصطلاح‏نامه ظاهر نمى‏شود، مگر این که رابطه معنایى آن با سایر اصطلاحات در حوزه خاص اصطلاح‏نامه مشخص شده باشد.

- در هر یک از حوزه های علوم اسلامی ، طرحى تهیه مى‏شود تا روابط منطقى میان مفاهیم اصطلاحات، و ترسیم چهره کلى و مجموعى از ساختار آن حوزه را نشان دهد.

- واژگانى استاندارد براى هر یک از حوزه های علوم اسلامی ، ارائه مى‏نماید تا یک‏سان‏سازى مدخل‏هاى نظام ذخیره و بازیابى اطلاعات را موجب گردد.

- براى کاربرد اصطلاحى واحد از مجموعه مترادفات و ... در شبکه اصطلاحات؛ نظام ارجاعات بین اصطلاحات مترادف و شبه مترادف برقرار مى‏کند .

- محققان، نمایه‏سازان و استفاده کنندگان، را جهت انتخاب اصطلاح صحیح و مناسب براى موضوع مورد جستجو راهنمایى مى‏کند .

- فهرست منظمى از واژه‏هاى یک موضوع را بدست مى‏دهد براى انتخاب آسان، صحیح و هماهنگ نمایه‏ها، نظارت مستمر بر واژگان نمایه‏سازى، اطمینان بخشیدن به نمایه‏ساز در استفاده مناسب از اصطلاحات و حد و مرز دادن به جایگاه کاربردى آنها؛

- اصطلاح نامه زبان نمایه‏اى ساخت دار، کنترل شده و قابل استفاده در نظام نمایه‏سازى پس همارا است، از این رو وسیله ذخیره و بازیابى اطلاعات در رشته مورد نظر مى‏باشد؛

- بهره‏گیرى از کامپیوتر را آسان مى‏کند چون زبان منطقى و نظام‏مند براى موضوع و یا علم مورد نظر را فراهم مى‏نماید که یکى از نخستین گام‏هاى ضرورى در بهره‏گیرى بهینه از کامپیوتر است؛

در اینجا به توضیح چند مورد مهم از موارد کاربرد اصطلاح‏نامه مى‏پردازیم:

اصطلاح‏نامه و مشترکات لفظى[۳]

اصطلاح‏نامه ، هم نمایه‏ساز را براى انتخاب کلید واژه راهنمایى مى‏کند و هم به مراجعه کننده براى انتخاب کلید واژه ارائه طریق مى‏دهد؛ براى مثال در مورد مشترکات لفظى در صورت فقدان اصطلاح‏نامه مشکلاتى اساسى پیدا مى‏شود. براى توضیح بیشتر این مطلب به مثال زیر دقت فرمایید:

در یکى از شروح کتاب «بدایة الحکمة» آمده است:

« در حرکات اجساد گاهى وصف حرکت براى شیئى که حرکت را به آن نسبت مى‏دهیم، بالعرض مى‏باشد، و بخاطر علاقه‏اى که میان آن شى‏ء و متحرک بالذات وجود دارد، مى‏گوئیم آن شى‏ء هم متحرک است. این حرکت را حرکت عرضى مى‏گویند؛ نظیر «حرکت جالس سفینه ».

در این عبارت قاعدتا" نمایه‏ساز از کلید واژه «حرکت عرضى» استفاده خواهد کرد، زیرا به نظر مى‏رسد که مناسب‏ترین کلید واژه براى این مطلب است.

از طرفى دیگر در تعلیقه نهایه در مبحث حرکت ذیل شماره ۳۱۱ آمده است:

« و حاصل ما ذکره من الجواب انّ بین الحرکة الجوهریة و الحرکة العرضیة فرقا" من جهة انّ الحرکة الجوهریة هى عین وجود الجوهر... . »

در این عبارت نیز توضیحى مربوط به «حرکت عرضى» و «حرکت جوهرى» آمده است، که نمایه‏ساز یکى از کلید واژها را تحت عنوان «حرکت عرضى» مى‏آورد.

ولى با کمى توجه مى‏توان فهمید که در متن نخست مراد از «حرکت عرضى» حرکت مجازى است و در متن دوم منظور، حرکت در اعراض است، و به عبارت روشن‏تر «حرکت عرضى» در دومى در مقابل «حرکت جوهرى» است و در اولى در مقابل «حرکت حقیقى».

با توجه به وجود فاصله زمانى بین نمایه‏ها و نیز تعدد اشخاص نمایه‏ساز اگر در هر دو متن از کلید واژها «حرکت عرضى» استفاده شود، نمایه‏سازى دچار اختلال و ارائه نابجاى اطلاعات مى‏گردد، زیرا شخص مراجعه کننده گاهى به اولى نیازمند است و اطلاعات مفهوم دوّم جز اتلاف وقت براى او ثمرى ندارد، و گاهى نیز به دومى نیازمند است، نه به اولى. و گاهى هم هر دو را جستجو مى‏کند.

این مشکل را اصطلاح‏نامه حل مى‏کند؛ براى مثال در اصطلاح‏نامه فلسفه چنین آمده است:

حرکت عَرَضى(اَعراض) حرکت عرضى (مجازى)

بج: حرکت اعراض بک: حرکت مجازى

حرکت ظاهرى

ا. ع: حرکت

ا. خ: حرکات عرضى متشابه

حرکت اینى

حرکت ظاهرى

ا. ع: حرکت ا. خ: حرکات عرضى متشابه حرکت اینى

در نمایش مذکور نمایه‏ساز با مشاهده دو اصطلاح «حرکت عرضى» در نظام الفبایى و یا نظام منطقى سلسله مراتبى و روابط آنها و توضیح‏گر [۴] به خوبى متوجه خواهد گردید که این لفظ مشترک لفظى است و با تناسب هر متن، کلید واژه مناسب را به کار خواهد برد.

اهمیت مسئله مشترکات لفظى به همین جا ختم نمى‏گردد، زیرا دقت در تفکیک مشترکات لفظى نه

تنها در جلوگیرى از ارائه اطلاعات اشتباه حائز اهمیت است، بلکه تا حد بسیار زیادى به دقت کار در نمایه‏سازى مى‏افزاید . براى نمونه و توضیح بیشتر به مثال زیر دقت کنید:

در تعلیقه نهایه شماره ۳۳۴ سه معنى براى « سرعت » ذکر شده است:

۱ - سرعت به معناى نسبت پیمودن مسافت به زمان حرکت؛

۲ - سرعت در مقابل کندى؛

۳ - سرعت بمعناى شتاب.

حال اگر نمایه‏ساز مشغول نمایه متنى از «اسفار» یا مدرکى دیگر باشد و در آن مدرک مطلبى راجع به «سرعت» آمده باشد نمایه‏ساز قطعا" از کلید واژه «سرعت» استفاده خواهد کرد. و به واسطه گسترده‏گى مباحث و کثرت اصطلاحات، التفاتى به تعدد معنى در اصطلاح «سرعت» نخواهد کرد. اما اگر به اصطلاح‏نامه فلسفه مراجعه کند به خوبى راهنمایى مى‏شود، زیرا «توضیح‏گر» او را به معانى مختلف سرعت ارشاد مى‏کند.

سرعت (نسبت مسافت به زمان)

سرعت (عدم بطؤ)

سرعت (شتاب)

نقش اصطلاح‏نامه علوم اسلامی در طبقه بندى موضوعات

اگر نمایه‏سازى با استفاده از ساختار اصطلاح‏نامه باشد، به راحتى مى‏توان اطلاعات نمایه شده را طبقه‏بندى کرد و فقط موارد مورد نیاز را از سیستم ماشینى طلب نمود. براى مثال در بحث وحدت و کثرت با یک فرمان مى‏توانیم فقط اطلاعات مربوط به واحد عددى و اقسام آن را دریافت کنیم بدین معنا که در ساختار درختى با این فرمان تنها اطلاعات واقع شده در تقسیمات واحد عددى مى‏آید و ما قبل آن، و همچنین قسیم‏هاى آن به دست نخواهد آمد مگر خود ما بخواهیم.

نقش اصطلاح‏نامه علوم اسلامی در ارجاع دقیق مترادف‏ها

یکى دیگر از فواید اصطلاح‏نامه در نمایه‏سازى ارجاع دقیق مترادفات است. چه بسیار اتفاق مى‏افتد که نمایه‏ساز على رغم تخصص و هوش بالا به دلیل گستردگى اصطلاحات، به وجود ترادف بین آن‏ها وقوف پیدا نمى‏کند. براى مثال در «فلسفه» از «حکمت اشراق» به «حکمت یثربیه» و یا «فلسفه فیضیه» نیز تعبیر شده است، که چه بسا نمایه‏ساز با دیدن آن‏ها به «حکمت اشراق» منتقل نمى‏شود، و در سیستم ارجاعات که در شیوه نمایه‏سازى بدون اصطلاح‏نامه وجود دارد نیز به واسطه گستردگى اصطلاحات و عدم امکان مراجعه دوباره به متون، به این ترادف توجه نمى‏شود که در نتیجه منجر به ریزش اطلاعات مى‏شود. در اصطلاح‏نامه فلسفه آمده است:

حکمت اشراق بج: حکمت ذوقى حکمت یثربیه فلسفه فیضیه

تفاوت اصطلاح‏نامه با واژه‏نامه و لغت‏نامه

۱ - اصطلاحات در اصطلاح‏نامه، یک به یک بررسى و رایج‏ترین آنها به عنوان توصیف گر (مرجّح) انتخاب
مى‏شود و رابطه اصطلاحات انتخاب شده با سایر اصطلاحات سنجیده مى‏شود و با نظم الفبایى و موضوعى تنظیم مى‏شود، در حالى که در واژه‏نامه‏ها اصطلاحات رشته مربوط بدون رعایت ارحجیت، گرد آورى و با نظم الفبایى مرتب مى‏شود.

۲ - در اصطلاح‏نامه‏ها با وجود یادداشت‏هاى دامنه، روابط اعم و اخص، ارجاعات و تدابیر دیگر ، کاربرد هر اصطلاح به دقت تعیین مى‏شود، در حالى که در واژه‏نامه‏ها نمى‏توان راهنماى کاربرد مورد به مورد واژه‏ها را یافت.

۳ - در اصطلاح‏نامه‏ها از بین مترادفات، رایج‏ترین اصطلاح انتخاب مى‏شود و از اصطلاحات مترادف، به اصطلاح مرجح ارجاع داده مى‏شود، در حالى که در واژه‏نامه‏ها چنین کارى صورت نمى‏گیرد.

۴ - در فرهنگ لغات، معمولا" تعاریف واژه‏ها به دست مى‏آید؛ در حالى که در اصطلاح‏نامه، این جنبه مورد نظر نیست، بلکه واژه‏ها و اصطلاحات طورى منظم مى‏شوند که روابط میان آنها، مبین معانى خاصى باشد و تنها اصطلاحاتى که داراى نوعى ابهام و اجمال در زبان نمایه‏اى باشند، با یادداشت دامنه مشخص مى‏شوند.

۵ - در لغت‏نامه ممکن است یک واژه با تعاریف مختلفى همراه باشد که در عرف مردمى متداول است و در واقع، لغت‏نامه موارد استعمال واژه را بیان مى‏کند، در صورتى که در اصطلاح‏نامه، اصطلاحات عمدتا" از لحاظ دامنه به معناى تعیین شده‏اى محدود و مقید مى‏شوند و از این جهت کنترل و مهار مى‏گردند.

۶ - در فرهنگ لغت، لغات، ترکیبات خارجى و اعلام، معمولا" به صورت مشروح آورده مى‏شوند و ریشه لغات و مشتقات آنها نیز ذکر مى‏شود، و براى همین است که هر آنچه به نوعى در زبان خاص فرهنگ‏ها و ادب هر زبان قرار گرفته، آورده مى‏شود؛ از قبیل مصدر و انواع مختلف آن، مانند: مصدر جعلى، مصدر بسیط، مرخّم و .... و اسم مصدر و اقسام آن مانند: اسم مصدر شیئى، مصدر مختوم به «ى» و... و اسم و انواع آن؛ مانند اسم عام - خاص، اسم معنا و ... مسند و مسند الیه - صفت و فعل و انواع آن، پیشوندها و پسوندهاى برخى کلمات، اصوات و ... که این گستردگى به طور طبیعى موجب جحم زیاد لغت‏نامه‏ها شده و چاره‏اى هم جز این نیست، چون منظور از فرهنگ و لغت نویسى
همین است و مى‏بینیم که مرحوم دکتر محمد معین، در مقدمه فرهنگ فارسى (متوسط) خود مى‏نویسد: «فرهنگ حاضر مبتنى بر ۳۰۰۰۰۰ فیش است ...» در حالى که در اصطلاح‏نامه از این جهات هم محدودیت هایى وجود دارد؛ مثلا"، اصطلاح پذیرفته شده براى نمایه اصطلاح‏نامه نباید عامیانه باشد، ترجیح دارد که اسم و یا عبارت اسمى باشد، صفت و یا قید نباشد، فعل و یا مصدور نباشد. این محدودیت براى هدفى است که در تدوین اصطلاح‏نامه وجود دارد که عبارت است از کنترل و تنظیم و طبقه بندى اطلاعات، به واسطه زبان ارتباطى میان نمایه ساز، و استفاده کننده؛ و
تنظیم به این معنا با جمع کردن واژه‏هاى مختلف و متنوعى که از جهت رساندن و بازیابى اطلاعات جدید، بى خاصیت هستند، سازگارى ندارد.

 



۱- اصطلاح ‏نامه معادل کلمه لاتینى تزاروس (THESAURUS) است که به واژگان‏نامه، گنجواژه و کنزالاصطلاح نیز معروف است.
۲- « اصطلاح (term) »واژه یا عبارتى است که در مواردى خاص، معنایى کاملا" دفیق و محدود را بیان کند، و یا ویژه علم، هنر، حرفه، تجارت یا موضوعى خاص باشد.
* کلید واژه: (Keyword) کلمه مهمى از یک عنوان یا از یک متن که به عنوان اولین کلمه یک شناسه در نمایه‏سازى یا فهرست به کار برده مى‏شود . در عرف اطلاع‏رسانى کلید واژه به اصطلاحاتى اطلاق مى‏شود که از مدارک، عناوین کتاب، یا مقاله، چکیده و دیگر متون اطلاعاتى استخراج مى‏گردند و پایه نمایه‏سازى قرار مى‏گیرند.
۳- در تهیه این بخش از نظرات آقاى حسین دیبا - اصطلاحنامه فلسفه - نیز استفاده شده است.
۴- توضیح ‏گر واژه‏اى است که براى بیان معانى مختلف مشترکات لفظى بین پرانتز مى‏آید.
 
(C) كلیه حقوق معنوی این سایت مطابق قوانین نرم افزاری متعلق به سایت مركز اطلاعات و مدارك اسلامی می باشد.